روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

197

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

اين جغتائيان كه اين گونه مهمان آنان شديم مردمى چادر نشين هستند كه در چادر و زير سايبان زندگى ميكنند . چه آنان خانهء هميشگى و دايمى ندارند و زمستان و تابستان را در هواى آزاد بسر مىبرند . در تابستان به دشتهاى كنار رودخانه ميآيند و در آنجا غله و پنبه ميكارند و از جاليزهاى هندوانه كه به نظر من هندوانه‌هاى آنها از بزرگى و خوبى در جهان نظير ندارد ، توجه ميكنند . و نيز ارزن و يكى از انواع غلات را كه خوراك عمدهء آنان را تشكيل ميدهد و با شير ترش جوشيده ميخورند ، ميكارند . در زمستان اين جغتائيان به محلى ميروند كه هواى آنجا نسبة گرم است و نيز به همين گونه همهء كسان تيمور هم زمستان و تابستان نقل مكان ميكنند و از اردوگاهى به اردوگاه ديگر ميروند و در هواى آزاد بسر مىبرند . اما از آنجا كه از هيچ دشمنى باك ندارند ، ديگر مجبور نيستند كه همواره براى تأمين امنيت و سلامت خويش با هم راه پيمايى و كوچ كنند . تيمور با نزديكانش جداگانه بهمراه خدمتگاران و بزرگان و درباريان و زنها و كنيزان خويش راه پيمايى مىكند و ديگر افراد قبيله هم جدا كوچ ميكنند ، به اين گونه همهء عمر را در هواى آزاد ميگذرانند . اين ( تاتاران ) گله‌ها و رمه‌هاى بزرگى از شتر و اسب و گوسفند و اغنام و احشام دارند ، اما گاو كم دارند . چون تيمور كسان خويش را براى جنگ بخواند همه گرد ميآيند و با او همراه ميشوند . در پيرامون خويش گله‌هاى اغنام و احشام و آنچه از دارايى دارند با زن و فرزند ، مىبرند . زن و فرزند آنان بدنبال سپاه ميآيند و بهرجا كه رفتند ، اين گله‌ها خصوصا گوسفندان و شتران و اسبان به مصرف خوراك سپاهيان ميرسند . تيمور با اين روش كارهاى بزرگ و فتوحات عظيمى كرده است ، چون ( تاتاران ) مردمى بسيار دلير و سواركارانى عالى و تير اندازانى ماهرند كه ناگهان تير مياندازند و در تحمل فشار و مشقات طاقت فوق العاده دارند . هرگاه در اردوى خويش خوراك فراوان داشته باشند بسيار ميخورند و اگر كمياب باشد ،